عکس یاشاسین آزربایجان یاشاسین تراختور
متن رنگی

http://aytam.1000charge.com/ خرید شارژ اینترنتی

بیز گلیروخ ای آسیا، تورکلرین ایفتیخارویخ، تیراختورون عاشقیوخ، هر تیمین بیز سروریوخ چوخلی زحمتلر چهدوخ، تا بو گونی بیز گوردوخ، آندولا اللها کی بیز، حقیمیزه ال تاپدوخ تک توپ پيش بيني مسابقات فوتبال به زبان سرخم خنديدي - انقلابه سبزت را به نظاره نشستم - در مرگ درياچه ام سکوت مکن - تا به وداع خليجت نخندم آلدیغمیز بیلگیلارا بو سایت یئنی دا فیلتر اولوب دی
یاییلیب : چهارشنبه 26 مهر 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : تاريخي | 0 باخيش لار
 
شهر من تبريز ، شهر اولين ها
اولين چاپخانه در سال 1227 توسط شاهزاده عباس ميرزا در تبريز تاسيس شد و 12 سال بعد دومين چاپخانه در تهران تاسيس گرديد.
براي اولين بار كتب خارجي در تبريز ترجمه گرديد كه از آن جمله عبارتند از:
پطر كبير، شارل دوازدهم، اسكندر كبير
اولين رمان ايران به نام ((ستارگان فريب خورده- حكايت يوسف شاه سراج)) توسط ميرزا فتحعلي آخوند زاده در تبريز به رشته تحرير در آمد.
اولين دايرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزي تبريزي نوشته شد.
اولين كتابخانه عمومي توسط ميرزاحسن خان خازن لشگر در سال 1312 در تبريز تاسيس شد
اولين سينماي ايران پس از پنج سال از اختراع جهاني آن (توسط برادرن لومير)، در تبريز با نام سولّي(آفتاب) تاسيس گرديد
اولين نمايشنامه و تئاتر در تبريز به سال 1261 شكل گرفت.
اولين عكاسخانه توسط قاسم ميرزا در تبريز راه اندازي شد.
اولين فوتباليست شاغل در اروپا (بلژيك) به نام حسين صدقياني از اهالي تبريز در سالهاي 1309-1311 بهترين گل زن باشگاههاي اين كشور بود و در فينال جام باشگاههاي بلژيك با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرماني تيم رويال شالروا اسپورتينگ كلوپ در مقابل تيم بروكسل گرديد.

در زمينه پزشكي:
- نخستين طبيب محصل فرنگ
- نخستين كتابهاي پزشكي
-نخستين آبله‌كوبي
- نخستين دانشكده پرستاري مامائي
- نخستين دندانهاي مصنوعي
- اولين عمل قلب باز
- پيوند قلب برروي سگها

و نخستين عمل پيوند كليه توسط دكتر جواد هيات در سال 1347 در تبريز به انجام رسيد.
اولين هوانورد ايراني به نام كلنل محمد تقي خان پسيان از اهالي تبريز بود.
اولين كارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبريز بنا نهاده شد.
اولين كارخانه چيني سازي در شهر تبريز ساخته شد
اولين كارخانه توليد برق در اين شهر و اولين خياباني كه در آن از چراغهاي برقي استفاده شد خيابان چراغ گازي تبريز بود
اولين ضرابخانه ماشيني و انتشار اسكناس از فعاليت هاي اين شهر اولين ها بود.
اولين شهر ايران كه صاحب تلفن شد تبريز بود.
اولين انجمن زنان در تبريز توسط صاحب سلطان خانم تشكيل گرديد.
اولين بلديه و نظميه پليس مردمي و شهرداري ايران متعلق به تبريز است
اولين مهمانخانه توسط ميرزا اسحق خان معززالدوله در تبريز پذيراي مهمان گرديد.
اولين مدرسه كر و لال ها توسط جبار باغچه بان و اولين مدرسه نابينايان توسط يك ميسيون آلماني و اولين مدارس حرفه اي و بازرگاني توسط محمدعلي تربيت و اولين كودكستان توسط ابوالقاسم فيوضات در تبريز بنا گذاشته شد.
اولين پايگاه لرزه نگاري در تبريز (شهر زلزله خيز) بنا گذاشته شد.
 



یاییلیب : چهارشنبه 26 مهر 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : تاريخي | 0 باخيش لار
در دنيا حدود 40 ملت داراي ادبيات حماسي هستند كه تركان سرآمد تمام اين ملل مي باشند ، بطوريكه تركان حماسه هايي از قبيل ماناس متعلق به تركان قرقيز ، آلپاميش متعلق به تركان قزاقي ، اوغوزنامه و دده قورقود و كوراوغلي متعلق به تركان اوغوز و اويغور را خلق كرده اند كه سرآمد ديگر ملل حماسه ساز جهان هستند . براي روشن تر شدن موضوع حماسه هاي ماناس ، مهابهاراتاي هندي ها و شاهنامه را باهم مقايسه مي كنيم . منظومه ي ماناس مبارزه ي ماناس قهرمان تركان را با چيني ها و مغولان را در بر مي گيرد كه حداقل داراي 1000.000 بيت مي باشد (1 ) درحالي كه مهابراتا كه به سانسكريت هندكي نوشته شده حداكثر داراي 440.000 بيت است و شاهنامه ي فردوسي فقط حداكثر 60.000 بيت را در بر مي گيرد . حال اگر يك مقايسه ي دو دو تا چهارتا داشته باشيم خواهيم ديد كه منظومه ي ماناس كه حداقل ابيات آن در نظر گرفته شده است 5/2 برابر منظومه ي مهاباراتا و 17 برابر شاهنامه است ، لازم به ذكر است كه ماناس فقط يكي از حماسه هاس تركان مي باشد . ( 1 ) 1 – هفته نامه ي شمس تبريز شماره ي 45 ص 5 مقاله ي دكتر فيض الهي وحيد يازان : كامران فريدوني كشكولي

یاییلیب : چهارشنبه 26 مهر 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : تاريخي | 0 باخيش لار

كشف استخوان سگ در سقف آرامگاه كوروش!
سايت "ميراث آريا" وابسته به سازمان ميراث فرهنگي طي خبري مدعي شد كه قطعه استخوان پيدا شده در سقف آرامگاه كوروش متعلق به يك قلاده سگ بوده است.
به گزارش خبرنگار مهر، مدتها پس از انتشار اخبار مربوط به مرمت غيرعلمي و غيراصولي آرامگاه كوروش توسط مرمتگران سازمان ميراث فرهنگي در سال گذشته ، كشمكش بر سر علمي بودن يا نبودن آن همچنان ادامه دارد.
در آخرين اقدام ، سازمان ميراث فرهنگي متن نامه اي با عنوان "اعتراض جمعي از باستان شناسان و مرمتگران اين سازمان نسبت به عملكرد خبرگزاري مهر" را منتشر كرده است.
از جمله موارد مطرح شده در اين نامه موضوع پيدا شدن يك قطعه استخوان سگ در سقف آرامگاه كوروش بوده است! بر اساس ادعاي سايت خبري اين سازمان " كارشناسان پس از بررسي*هاي بيشتر به اين نتيجه رسيدند كه اين استخوان قطعه*اي از استخوان بدن يك سگ بوده است. "
اين در حالي است كه اساساً خبرگزاري مهر هيچگونه قضاوتي درباره اين استخوان نكرده بود و تنها با ارائه پرسشي خواستار پاسخ به اين سئوال هاي مشخص شده بود كه "آيا درباره اين استخوان مطالعاتي انجام شده است؟ اين استخوان الان كجاست؟ آيا اين استخوان نمي توانسته فرضيه دفن كوروش در سقف آرامگاه را تقويت يا حتي رد كند؟"

 


استخوان پيدا شده در سقف آرامگاه كوروش كه براي اولين بار خبرگزاري مهر تصوير آن را منتشر كرد
جالب توجه اينجاست كه در همان زمان حسن راهساز سرپرست تيم مرمت آرامگاه درباره اين استخوان و سئوال خبرگزاري مهر گفته بود: "در همان دوره*اي كه دكتر سامي كار مرمت را انجام مي*داده تيم بنايي*اش با استفاده از نردبان بالا مي*رفته*اند و غذاي خود را نيز همان بالا روي سقف مي*خورده*اند. بنا آمده غذايش را خورده و استخوان و بقاياي غذا را درون حفره*ها ريخته، حالا من بگويم اين استخوان كوروش است؟! اين استخوان حيواني بوده است نه انساني."
با اين همه آنچه كارشناسان مرمت و ميراث فرهنگي را به كنكاش وا مي دارد اين است كه اساساً استخوان سگ در سقف آرامگاه كوروش چه مي كرده؟ چگونه يك قطعه از استخوان سگ به سقف محصور از سنگ چند هزار ساله آرامگاه كوروش راه يافته است؟ آيا درباره اين استخوان آزمايشات مربوط به ساليابي صورت گرفته يا نه؟ و اين قطعه استخوان متعلق به كدام دوره تاريخي بوده است؟
خبرگزاري مهر ضمن استقبال از پاسخگويي به سئوالات طرح شده و توصيه مسئولان سازمان ميراث فرهنگي به تعامل و رفتار قانوني براي آگاهي افكار عمومي ، اميدوار است تا سازمان ميراث فرهنگي بررسيهاي علمي، آزمايشگاهي و ساليابي خود را درباره چگونگي كشف اين موضوع در اختيار اذهان عمومي به منظور رفع هرگونه شبهه قرار دهند.
علاوه بر اين كارشناسان مرتبط با اين خبرگزاري پس از گذشت ماهها از بي پاسخ ماندن 28 سئوال علمي طرح شده در اين خبرگزاري همچنان منتظر پاسخ سئوالات خود هستند.



توهين علني به تركها در روزنامه آفتاب يزد

روزنامه دوم خردادي آفتاب يزد در شماره 1580 روز پنج شنبه بيست خرداد و در صفحه ((خليج فارس)) خود گزارشي موهن را با عنوان (( آذربايجاني ها ترك نيستند)) به نقل از ((ميراث خبر)) به چاپ رسانده كه با اعتراضات و عكس العمل هاي شديد مردم آذربايجان و ترك هاي سراسر ايران روبه رو شده است.

اين گزارش غرض آلود و تحريك آميز چنين شروع مي شود: (( سالهاست كه آذربايجاني ها را ترك و زبان آنان را تركي خوانده ايم و اين ترك گفتن ها تا بدان جا پيشرفته كه امروز عده اي از آذربايجاني ها خود را ترك مي پندارند.))

به نظر گزارشگر فقط عده اي از آذربايجاني ها خود را ترك مي پندارند آنهم به علت اينكه مردم ايران سالها آنها را ترك و زبانشان را تركي خوانده اند و اگر مثلا آنها را هندو مي خواندند آنها خود را هندو مي پنداشتند.

در ادامه اين گزارش كه منبع آن ((ميراث خبر)) ذكر گرديده آمده است (( ترك خطاب كردن نا آگاهانه مردم به ايرانيان ساكن در آذربايجان به اين پندار دامن زده كه مردم اين استان ترك اند و در سال هاي اخير موجي از پان تركيست ها در اين خطه از سرزمين ما بوجود آمده اند)). يعني 70 ميليون جمعيت ايران از نظر شخص گزارشگر ما نا آگاه و نادان هستند كه مانند شخص وي، آذربايجانيان و ديگر تركان ايران را ترك نمي دانند و اين ترك خطاب كردنشان باعث گرديده كه موجي از پان تركسيت ها در سرزميني به ارث رسيده از كوروش و داريوش به ايشان بوجود آيد.

اين گزارش مدعي است كه (( نخستين كسي كه پي برد زبان آذربايجان تركي نيست احمد كسروي بود.)) و سپس به معرفي اثر اين اسلام ستيز و ضد ترك شناخته شده پرداخته كه به تازگي توسط انتشارات خورشيد آفرين تجديد چاپ گرديده است. كشف و يا درستر بگوييم اختراع زبان آذري پس از هزاران سال توسط احمد كسروي و آنهم درست در سال به تخت نشستن رضا شاه ضد آذربايجان (1304) و ارتقاي وي به سمت هاي بزرگي چون رياست دادگستري چندان عجيب نيست و نيز قتل او در سال 1324 توسط برادران امامي از فداييان اسلام به علت جسارت وي به اسلام و مذهب تشيع درس عبرتي است براي رهروان نژادپرست كسروي كه همزمان به موازات يكديگر دشمني با اسلام و تركان سيف الاسلام را تبليغ و تشويق مي نمايند.

در ادامه دكتر يدالله منصوري عضو هيات علمي فرهنگستان زبان و ادب فارسي با ديدگاهي غير علمي و فارس گرايانه مدعي شده كه: (( در دوره صفويه و به دستور شاه اسماعيل صفوي و شيخ صفي الدين اردبيلي زبان تركي زبان رسمي و ديواني آذربايجان شد و از آن زمان اين زبان رفته رفته جايگزين زبان بومي شد)). وي همچنين در جاي ديگري با نقل اين مطلب از كسروي كه: ((بهترين راه شناخت نژاد يك قوم زبان ايشان است)) به نقض ادعاهاي خويش در رابطه با ترك نبودن و تركي نبودن نژاد و زبان آذربايجاني ها پرداخته است.

دكتر محسن ابوالقاسمي استاد دانشگاه تهران نيز به تفسيري مغاير با اصول زبانشناسي و بي سابقه از اصطلاح (( تركي آذري)) دست زده كه از طرف مجامع علمي و دانشگاهي براي بازشناختن تركي رايج در آذربايجان وديگر ايالات ايران و جمهوري آذربايجان با تركي استانبولي معمول در تركيه به كار ميرود. وي دشمني خود را با هويت تركان آذربايجان اينگونه نشان مي دهد (( در اثر تسلط اتابكان و ايلخانان و قره قويونلو و آغ قويونلو در آذربايجان، از زبان تركي و فارسي و آذري زباني به وجود آمده كه تركي آذري ناميده شد. اين زبان به تدريج تا زمان صفويه جاي زبان آذري را كه زبان ايراني بود گرفت)). ابوالقاسمي بدين ترتيب و با غرض ورزي كه شايسته يك استاد دانشگاه نيست كلمه آذري را كه مخفف كلمه آذربايجاني است و مفهوم جغرافيايي دارد به شكل يك زبان ساختگي كه از نظر وي ايراني يعني فارسي است تحريف و مصادره به مطلوب مي نمايد. وي و همفكران ايشان چرا مشخص نمي كنند كه سلسله هاي ترك كه هزار سال بر اين كشور حكمراني كرده اند مانند غزنويان، خوارزميان، سلجوقيان، اتابكان، ايلخانان، قره قوينلوها و آق قويونلوها و صفوييان كه اتفاقا بر ديگر نقاط ايران و خاورميانه بيشتر از آذربايجان حكومت كرده و پايتخت اكثر آنها خارج از آذربايجان امروزي بوده است به چه علتي زبان آن مناطق و كشورها را به زبان تركي تبديل نكرده اند؟!

مگر تبديل يك زبان ملت به زبان ديگر آنهم در آن دوران و با امكانات ابتدايي به اين آساني بوده كه امروزه و در عرض اين 80 سال حكومتهاي مختلف و با اين امكانات گسترده آموزشي و رسانه اي و اجبار و تحميل و تحقير تئوريسين هاي فاشيستي نتوانستند زبان شيرين و خدادادي و مظلوم مردم آذربايجان را به فارسي تبديل نمايند؟! در ثاني به فرض محال هم اگر مردم آذربايجان زبان تركي را قبول كرده اند حتما زباني كاملتر و مفيدتر و شيرينتر از زبان خيالي آذري فارسي بوده و الا چه علتي داشته كه زبان مانوس خود را فراموش كنند؟!

فرهنگستان زبان و ادب فارسي كه حزينه آن از بودجه بيت المال و ماليت پرداختي تمام مردم كشور و از جمله 30 ميليون ترك ايراني تامين مي شود علاوه بر اينكه تنها به يكي از زبان هاي ايراني اختصاص داده شده و به آن ارائه خدمت مي نمايد گويا وظيفه دارد به تخريب و تضعيف زبان نصف جمعيت ايران (تركي) اتفاقا سومين زبان دنيا از نظر غنا بعد از انگليسي و فرانسوي و از نظر تعداد متكلمين زبان اول جهان اسلام است بپردازد.

عضو فرهنگستان مذكور، بدون اينكه نگراني خاصي بر حسب وظيفه علمي و انساني خود از تضعيف و محدود شدن زبان تركي هموطنانش داشته باشد با سماجت غرض آلودي از نابودي زبان خيالي به نام آذري سخن مي گويد (( تركي پنداشتن زبان مردم آذربايجان خطاست. زبان آذري يك زبان ايراني است كه در حال احتضار است و شايد بتوان با اجراي شيوه هاي پژوهشي و زبانشناختي از زوال آثار و بقاياي آن جلوگيري كرد و اين زبان را از مرگ حتمي نجات داد)). منصوري علاوه بر آشنا ساختن خوانندگان با افراد تركي ستيز معروفي مانند منوچهر مرتضوي رئيس دانشگاه تبريز در رژيم شاه و يحيي ماهيار نوابي استاد دانشگاه مذكور در آن زمان، ايراني را معدل و مساوي فارسي در گرفته و نظرات نژاد پرستانه، ترك ستيزانه و توسعه طلبانه بي سابقه اي ارائه مي كند و نشان مي دهد كه وي ذاتا دشمن زبان و فرهنگ تركي در هر كجاي جهان است: ((گذشته از زبان، از نظر نژادي و قومي نيز مردم اين منطقه و مردم جمهوري آذربايجان ايراني اند. حتي مردم تركيه اصالتا نژاد ترك نداشته اند و مغلوب فرهنگ چيره شدند تا جايي كه امروزه خود را ترك نژاد مي پندارند.))

مردم آذربايجان و تركان ايران از اين ناراحت هستند و نمي توانند اين سياست يك بام و دو هوا را هضم كنند كه چرا در روزگاري كه با آوردن خليج عرب در زير اصطلاح خليج فارس و آنهم در داخل پرانتز در يكي از مجلات جغرافيايي كشورهاي غربي، اين مسئله به اصلي ترين موضوع يك كشور اسلامي و اخبار و رسانه هاي آن تبديل مي شود و به بهانه اي براي توهين به مسلمانان عرب هموطن و خارج كه در چهار سمت خليج فارس ساكن هستند و حتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مورد موضع گيري كرده و روزي را به نام خليخ فارس براي ثبت در تقويم رسمي كشور تصويب مي نمايد و نمايشگاه هاي متعدد فرهنگي و هنري توسط وزارت خانه هاي مختلف از جمله ارشاد، امور خارجه براي ثبت نام خليج فارس برگزار مي گردد و از طرف ديگر (( ميراث خبر)) كه ارگان رسمي خبري سازمان ميراث فرهنگي است و يكي از ارگان هاي دولتي به شمار مي رود به توليد خبرهاي نژادپرستانه و فارسگرايانه كه با اصول حقوق بشر، اسلام، قانون اسالسي و تعريف جمهوري اسلامي مخالف است مي پردازد؟ آيا توهين به هويت دها انسان مسلمان و تعريف نام، هويت و زبان خدادي آنها كه خداوند در قرآن آنرا از آيات الهي دانسته- به اندازه خليج فارسها براي مسئولان كشور، سازمان هاي فرهنگي، سياسي و امنيتي اهميت ندارد كه به آن اعتراض كرده و مانع تكرار آن در آينده حداقل از جانب دستگاه هاي دولتي و بهره گيران از بودجه ملي باشند؟!

چرا فرهنگستان زبان و ادب فارسي كه به ناحق بر خلاف عدالت و مساوات اسلامي بر سرنوشت زبان هاي رايج در ايران مسلط شده و فقط بودجه خود را علاوه بر احياي زبان فارسي كه تنها يكي از زبان هاي ايران است، صرف ضديت با زبان تركي و تخريب آن و تغيير و تحريف نام هاي تركي اماكن جغرافيايي، كه نمونه اخير آن تبديل نام 102 جزيره درياچه اورميه به فارسي است، مي نمايد؟! آيا اين اقدامات خلاف اصول صريح قرآن كريم (( ان اكرمكم عندالله اتقيكم)) و فرمايش بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران كه مي فرمايد: (( در اسلام ملي گرايي نيست)) نيست؟! چرا عده اي در نظام مقدس جمهوري اسلامي مي خواهند بعد از گذشت ربع قرن از انقلاب شكوهمند اسلامي، اين نظام را به سوي آپارتايد، ملي گرايي فارس، نژادپرستي و باستان گرايي آريايي و در يك كلام جومهوري فارس – آريايي ببرند! آيا نمي انديشند كه رهاساختن و بازگشت به دست نژادپرستان آريايي در توهين به ديگر ساكنان ايران، هويت هاي مظلوم و مستضعف را به فكر دفاع از موجوديت خود و يا يافتن راه هاي نجات به هر طريق ممكن مي اندازد! چگونه است كه در يك كشور اسلامي رفتن به قلعه بابك در آذربايجان حرام و بابك مدافع سرزمين خويش ملحد و ضددين معرفي مي گردد ولي رفتن به تخت جمشيد و زيارت قبر كوروش و داريوش آتش پرست و مجوس در فارس – كه تمام ملتهاي همسايه را به بند و تسخير كشيده و خود به ازدواج خواهر و مادر و محارم ديگر مي پرداخته اند- تبليغ و ترغيب مي شود و هزينه هاي سرسام آوري از بودجه كشورهاي اسلامي به تبليغ و مرمت آنها اختصاص داده مي شود به طوري كه حتي يكي از كانديداهاي رياست جمهوري نيز سفر تبليغاتي خود را از آنجا شروع و مراسم سوگند تبليغاتي در آنجا برگزار مي نمايد. با سقوت رژيم منحوس پهلوي خبرگزاري رسمي شاهنشاهي كه ((پارس)) ناميده مي شد جاي خود را به خبر گزاري ((جمهوري اسلامي )) مي دهد ولي بعد از طي ربع قرن دوباره خبرگزاري (( فارس)) كه شكل پررنگ و عريان ((پارس)) مي باشد به ميدان مي آيد. اكثريت قريب به اتفاق شركت هاي دولتي و غير دولتي محصولات آنها از خودرو گرفته تا تلويزيون و آلمنيوم و نفت و پتروشيمي و ميادين نفتي نام (( پارس)) به خود مي گيرد كه منشانه اي باشد از كشيده شدن كشور به سوي ملي گرايي فارس و نژادپرستي. از بانك هاي خصوصي پارسيان گرفته تا هتل هاي زنجيره اي سازمان دولتي تامين اجتمايي در سراسر كشور كه همگي به نام ((پارس)) يكي از اقوام ساكن و غالب بر ايران، مزين گشته اند. مثلث شوم و نژادپرستانه ي ((آريا، پارس و پرشيا)) مشقات آنها تمام ظهن و فكر جوانان نا آگاه ايراني را پر كرده و آنها را از وحدت اسلامي و انسان دوستي و دانش طلبي و ترقي و پيشرفت به سوي خوابهايي كه استعمارگران براي اين مملكت ديده اند سوق مي دهند. به جاي اينكه ظهن خلاق جوان ايراني را به توليد و كشف و اختراع و قطع وابستگي از خارج عادت دهند خودروي پژوي فرانسوي داخل را ابتدا با نام پرشيا ((وطن فارس زبانان)) سپس پارس (( فارس زبان)) و اخيرا با نام آريان ((آريايي و نجيب، گويي اينكه غير آريايي ها نجس هستند)) وارد بازار كشور مي كنند و اين محصولات را به نمايشگاه و جلوه گاه ملي گرايي فارسي تبديل مي نمايند. نمايش آرش كمانگير را كه مربوط به افسانه ي فارسي زبانان قبل از اسلام و دوران جاهليت مي باشد و هيچ ربطي به اسلام و كشورهاي اسلامي و كل ساكنان ايران ندارد در بازيهاي (مسابقات) كشورهاي اسلامي در تهران به اجرا در مي آورند و فردوسي عرب ستيز، ضد ترك، زن ستيز و داستان پرداز آتش پرستان و مداح شاهان و خالق شاهنامه را به سمبل ملي ايران كثير المله و اكثرا شيعه مذهب تبديل مي نمايد و نام و مجسمه او را در خيابان ها، ميادين و ساختمان ها تحميل مي كنند. در سازمان ارتباطات اسلامي كه هدف آن تبليغ و گسترش اسلام و ارتباط با كشورهاي اسلامي است شوراي گسترش زبان فارسي راه مي اندازد و از بودجه امكانات آن به جاي برقراري ارتباطات اسلامي، براي گسترش زبان فارسي به غير فارس زبانان و برگزاري كلاس ها و دوره هاي پر هزينه براي اساتيد و دانشجويان زبان فارسي سو استفاده مي نمايند در برنامه بيست ساله توسعه كشور جايگاه مشخصي براي گسترش زبان فارسي (( را براي فارس زبان كردن تركان )) در نظر گرفته مي شود در حالي كه براي گسترش اسلام و صدور انقلاب اسلامي كه اساس وظيفه انقلاب اسلامي بوده در اين برنامه ها جايگاه مشخصي وجود ندارد. در تمام هشت سال حكومت اصلاحات نام مقبول و شناخته شده ي درياي خزر به بهانه اينكه تركي است در تمام كتب درسي و نقشه ها تبديل به درياي مازندران مي گردد كه تنها در سال آخر دولت خاتمي نام درياي خزر در داخل پرانتز و در زير نام جديد درياي مازندران قرار مي گيرد. همه اينها در حالي صورت مي گيرد كه يك مسلمان ترك شيعه مذهب ايراني براي انتخاب يك نام تركي ميراث گذشتگان براي فرزند خويش بايد متحمل مشكلات زيادي شده و هفته ها بايد دوندگي كند چرا كه در دفترچه ي اسامي موجود در اداره ثبتد احوال فقط نام هاي همچون ساسان، سامان، اردشير، كامبيز، ماندانا، آتوسا، كتايون، منوچهر، هوشنگ، هرمز، كوروش، داريوش و … وجود دارد كه به اصطلاح فارسي بوده و مربوط به شاهان هخامنشي، ساساني، اشكاني و يا نام هاي موجود در شاهنامه فردوسي مي باشند و گذاشتن نام هاي تركي به بهانه اينكه ايراني (( مساوي فارس)) نيستند و در دفترچه ثبت احوال وجود ندارند جلوگيري مي شود.

صاحب نظران بر اين عقيده اند كه مهمترين خطري كه كشوري را تهديد مي كند تعريف نادرست و يك طرفانه و فارسي گرايانه از وحدت ملي است به گونه اي كه اگر عوامل وحدت ملي در چيزهاي ديده شوند كه در بين مردم ايران مشترك نباشد اين وحدت به بنبست خواهد رسيد به نظر آنها مهمتريت عوامل وحدت بخش مردم ايران مي توان دين اسلام، جغرافياي واحد و اقتصاد مشترك باشد و تقليل عوامل وحدت افرين به زبان فارسي – كه تنها يكي از زبان هاي رايج در اين كشور مي باشند- علاوه بر ايجاد تصوير نژاد پرستانه از وحدت ملي در بيت هموطنان كه اكثرا غير فارس زبان مي باشند باعث تضعيف حسن ايراني بودن و دشمني اقوام با يكديگر و قوم غالب خواهد شد. اينگونه تلقي از وحدت ملي بر اساس زبان فارسي به جاي دين مبين اسلام كه در دوره سازندگي بنيان نهاده شده در دوره اصلاحات به اوج خود رسيده و به تضعيف باورهاي موضوعي و اعتقادات اسلامي، موجب تضعيف حسن وطن دوستي و گرايش به كشورهاي همسايه و همزبان مي گردد. دولت جديد كه خود بر اساس شعار تبعيض به حكومت رسيده لازم است با از بين بردن تبعيض زباني، فرهنگي و اقتصادي موجود در كشور با به رسميت شناختن هويت هاي مختلف غير فارس از جمله توركي در تحكيم وحدت مردم مسلمان ايران بكوشد. در درجه اول، صاحبان افكار نژادپرستانه و آريا محور كه بازماندگان رژيم پهلوي هستند و در طي دوران شانزدن ساله سازندگي و اصلاحات وارد دستگاه هاي فرهنگي و سياسي و از جمله وزارت خانه هاي علوم، آموزش و پرورش، فرهنگ ارشاد اسلامي، وزارت امور خارجه و سازمان هاي ميراث فرهنگي، صدا و سيما، برنامه و بودجه، فرهنگستان زبان و ادب فارسي، بنياد ايران شناسي و غيريه شده اند تصويه نمايد. فرهنگستاني همانند زبان فارسي براي زبان تركي تاسيس نموده و كانال هاي سراسري راديو و تلويزيون كه همگي به زبان فارسي برنامه پخش مي نمايند بر اساس عدالت علوي در بين اقوام ساكن در ايران تقسيم كند و اجازه تحصيل به زبان تركي در تمام مقاطع تحصيلي و دانشگاه ها در كنار رسمي و اارتباطي فارسي داده شود. امكانات اقتصادي و بيت المال به طور مساوي بين مردم ايران، فارغ از قوميت و زبان تقسيم گردد و اجازه توهين و تحقير به هيچ يك از اقوام ساكن در اين كشور كه شناسنامه ايراني دارند و يا به قول مولوي متقازيان ((يا برادر ديني تو هستند يا در آفرينش مانند تو هستند)) داده شوند.

تنها در اين صورت است كه مي توان به تعالي و ترقي ايران اسلامي اميدوار بود و در قرن بيست و يك كه عصر ناسيوناليسم و ملي گرايي و تجزيه كشورهاي چند قومي و كثير المله نام گرفته از فروپاشي كشور بزرگمان براستسي آخرين امپراتوري متحد اسلامي باقي مانده از ميان تمام امپراتوري هاي چند قومي است جلوگيري كرد. در پايان براي اينكه خوانندگان عزيز به عمق اهانت گزارش ((ميراث خبر)) مندرج در روزنامه آفتاب يزد پي ببرند و عكس العمل هاي مسئولان، مطبوعات و سازمان هاي مدافع حقوق بشر در قبال چاپ گزارش همانند آنها منتها براي اينكه ديگر از اقوام ايرا بسنجند ابتدا گزارش مذكور را با تغيير اندكي در پي مي آوريم: (( سالهاست كه اصفهاني ها، شيرازي ها، كرماني ها و يزدي ها را فارس و زبان آنها را فارس خوانده ايم و اين فارس گفتن ها تا بدانجا پيشرفته كه امروز عده اي از اصفهاني ها، شيرازي ها، كرماني ها و يزدي ها خود را فارس مي پندارند. فارس خطاب كردن نا آكاهانه مردم به ايرانيان ساكن در اصفهان، شيراز ، كرمان و يزد به اين پندار دامن زده كه مردم اين استان ها فارس اند و در سالهاي اخير، موجي از پان فارسيست ها در اين خطه ار سرزمين، بوجود آمده اند…

 

 



یاییلیب : شنبه 15 مهر 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : إدمان | 0 باخيش لار

برنامه اين هفته نود به پايان رسيد و تيم تراكتور سازي از بين دو ميلون و پانصد هزار نفر شركت كننده در نظر سنجي انجام گرفته فقط دويست هزار راي آورد! اين در حالي است كه تراكتور در نظر سنجي مشابهي كه چند ماه پيش از طريق همين برنامه صورت گرفته بود بيش از پنجاه در صد كل آرا را به خود اختصاص داده بود . خبرها حاكي از آن است كه اس ام اس هاي ارسالي از شهرهاي آذربايجان يا خطا داده و يا ارسال نشده است . جالب تر اين كه وقتي با همان موبايل و همان سيم كارت به گزينه اي به غير از گزينه شماره 3 ( يعني تراكتورسازي ) اس ام اس زده ميشد ، پيام ارسال شده و پيغام هميشگي برنامه نود براي شما ارسال ميشد .

لااقل در طول اين فصل ديده ايم كه خيل عظيم طرفداران تراكتور در ورزشگاه ها با آنچه كه در نظر سنجي اين هفته برنامه نود ديديم كاملا مغاير است . به هر حال مشكلي براي ارسال اس ام اس هاي ارسالي به گزينه 3 وجود داشت كه باعث رنجيده خاطر شدن طرفداران پر شمار اين تيم شده است و مسلما در نتيجه آرا هم تاثير مستقيم داشته است.



تراكتورسازي تبريز، نه يك تيم فوتبال صرف كه پديده‌اي اجتماعي و قابل مطالعه در تمام تاريخ فوتبال ماست. تيمي كه محبوبيت خارق‌العاده‌اش را هيچ‌كس تا شروع اين ليگ باور نمي‌كرد. تيمي كه حالا، لقب پرطرفدارترين را بدون خونريزي به خود اختصاص داده و جالب اينكه هواداران سنتي استقلال و پرسپوليس نيز واكنش خاصي به اين مساله ندارند، چرا كه شور، حال و  اشتياقي كه در تبريز پيرامون اين تيم وجود دارد، هرگز در مورد تيم ديگري ديده نشده، حتي زماني كه بازي‌هاي وسط هفته پرسپوليس با علي پروين، 40،30 هزار نفر را به ورزشگاه مي‌كشاند.

از اين منظر، تراكتورسازي يك ظرفيت بزرگ و يك موقعيت ايده‌آل براي فوتبال ايران محسوب مي‌شود؛ فوتبالي كه البته به هيچ وجه برنامه خاصي براي استفاده از اين موقعيت نداشته است. تا چندي پيش، هواداران تراكتور از جاده‌هاي خاكي منتهي به ورزشگاه رنج سفر به جان مي‌خريدند و حالا بعد از آسفالت شدن جاده‌هاي اطراف استاديوم يادگار امام، بايد ناز راننده‌گان اتوبوس را بكشند تا زورچپان به دروازه تبريز برسند...

اين يك واقعيت است كه نشانه‌هايي از وضعيت عمومي ضعف مديريت را به رخ مي‌كشد؛ سال‌هاست ادعاي بيشترين ظرفيت جذب گردشگر را داريم، سال‌هاست خود را با استعدادترين مي‌خوانيم اما به قول يكي از سياستمداران، آنقدر در توليد علم كوتاهي كرده‌ايم كه هنوز بايد دلخوش به گذشتگاني مثل بوعلي‌سينا باشيم و در پس همه حرف‌هايي كه درباره توسعه، صنعتي‌شدن و استفاده از منابع كشاورزي آن شده، هنوز اتكاي شديدي به درآمد نفت داريم.

مثال‌هايي از اين دست بسيار است. تصورش را بكنيد كه تراكتورسازي با اين ظرفيت در اختيار يك سيستم حرفه‌اي مديريتي و ورزشي بود. اين اشتياق ثروتي خالص است؛ مثل نفتي كه از دل زمين به بيرون فوران مي‌كند. حكايت ما اما شبيه همان دوستي است كه به هواي  جمع كردن پول  ريخته شده روي زمين به تهران آمده بود و در روز اول وقتي  اتفاقي يك هزار توماني را كنار خيابان ديد با خود گفت امروز خسته‌ام، باشد براي فردا...



یاییلیب : سه شنبه 28 شهریور 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : اوستاد شهريار شعرلري | 0 باخيش لار

اي ساريبان آهسته گئت، آرام جانيمــــــــــدير گئدن

يار كونلومو چكميش منيم، روح و روانيمـــــــدير گئدن

**********

سعي ائيله ديم افسونيله، پينهان قيلام من درديمي

پينهان ايشيم چيخدي اوزه، سيريلــه قانيمدير گئدن

**********

قالديم بئله زار و ذليل، بيچاره يم قلبـــــــــــيم عليل

دوشدوم او ديلداردان اوزاق، آسوده يـــاريمدير گئدن

**********

يوخ عهدينين بونيادي هي، بيتمز اونون بيدادي هئچ

چيخماز كونولدن يادي هئچ، ان خوش زمانيمدير گئدن

**********

بير آن دايان اي ساريبان، قويما گئــــــــــــده بو كاروان

اول سروه اويموشدور كونول، ســروي روانيمدير گئدن

**********

بير دون گئري اي نازنين، گوز مسكنين اولسون سنين

سن سيز بو سونسوز گويلره، آه و فغانيـــــــمدير گئدن

**********

جان ترك ائدنده جيسميني، اينسان آچار اوز حيسسيني

يوخدي سوزون گورموش گوزوم، بو خسته جانيمدير گئدن

**********

سعدي سنه لايق دئيل، ياردان گيـــــــــلئي اي بيوفا

چوخ گوردوم اوندان من جفا، صبــــر و توانيم دير گئدن



حجت الاسلام سيد حجت سيدي امروز در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام اين خبر اظهار داشت: متاسفانه در زمين لرزه اخير استان آذربايجان شرقي ، شاهد از دست دادن هموطنان عزيزمان بوديم كه روز پنجشنبه هفته جاري مراسم اربعين اين متوفيان در شهرستان ورزقان برگزار مي شود.

وي افزود: مراسم چهلم همه متوفيان حادثه اخير آذربايجان شرقي به همت اداره تبليغات اسلامي و با همكاري دفتر امام جمعه شهرستان ورزقان و نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران اين شهرستان و همچنين هلال احمر ، فردا پنجشنبه از ساعت سه تا پنج بعد از ظهر در مسجد جامع روستاي هيبت بيگلوي شهرستان ورزقان با حضور خانواده هاي زلزله زدگان اين استان برگزار مي شود.

دو زمين‌ لرزه نسبتاً شديد روز شنبه 21 مرداد سال جاري ، باعث كشته شدن 306 نفر و زخمي شدن بيش از دو هزار نفر از مردم مناطق اهر ، هريس و ورزقان شد.



عباس فلاحي، نماينده هريس در مجلس اسلامي ايران از بارش نخستين برف‌ در مناطق زلزله‌زده آذربايجان شرقي خبر داد.

نماينده هريس در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري‌ مهر خواستار پايان يافتن نابساماني مسكن مردم اين مناطق شد. او در باره وضعيت مردم اين مناطق گفت: «از ۳۰۵ روستاي اهر تعداد ۲۰۰ روستا در حدي تخريب شده كه مردم تاكنون به منازل خود نرفته‌اند و با وجود سرماي شديد در چادرها به سر مي‌برند.»

گفته مي‌شود دماي مناطق زلزله‌زده اهر، هريس و ورزقان شب‌ها به هشت درجه زير صفر مي‌رسد.



سرمربي تيم فوتبال تراختورسازي با تاكيد بر اينكه مستحق كسب سه امتياز بوديم، گفت: به اندازه كافي باهوش نبوديم تا از برتري موقعيت ها براي بردن ملوان استفاده كنيم.

به گزارش خبرنگار مهر، توني اوليويرا سرمربي تيم فوتبال تراختورسازي پس از ديدار تيمش با ملوان در جمع خبرنگاران، ضمن بيان مطلب فوق گفت: متاسفانه زماني از تيم ملوان گل خورديم كه بازي دست تيم ما بود اما ملواني ها بر روي ضد حملات برنامه داشتند و با استفاده از اشتباهات بازيكنان ما به گل رسيدند. در واقع گل را زماني خورديم كه در موقعيت حمله قرار داشتيم.

وي در همين خصوص افزود: متاسفانه به اندازه كافي باهوش نبوديم تا از برتري عددي موقعيت هاي خود بويژه در دقايق پاياني بازي استفاده كرده و سه امتياز بازي را كسب كنيم. در مجموع بايد بگويم مستحق برد دراين بازي بوديم.

سرمربي تيم فوتبال تراختورسازي در خاتمه تاكيد كرد: خوشبختانه شاهد رفتارهاي بسيار زيبايي از سوي هواداران دو تيم ملوان و تراكتورسازي بوديم كه باعث شده بود جو بسيار خوبي در ورزشگاه بوجود آيد.

ديدار تيم هاي فوتبال ملوان و تراكتورسازي از هفته هشتم رقابت هاي ليگ برتر عصر روز شنبه با تساوي يك بر يك در ورزشگاه تختي انزلي به پايان رسيد.



 

 
Traxtorchi.ir-yildrim7hgh؛مسابقات ليگ برتر فوتبال پس از تعطيلي سه هفته اي در شرايطي از ديروز آغاز شد كه تيم مدعي سپاهان با توقف مقابل نفت آبادان بهترين فرصت را در اختيار ديگر تيمهاي مدعي از جمله تيراختور گذاشته بود تا با كسب يك برد به صدر جدول برسند.تيراختور آذربايجان نيز براي رسيدن به اين مهم امروز راس ساعت 18:45 دقيقه ميهمان سفيدپوشان ملوان انزلي بود.كه نتوانست از فرصت بدست آمده استفاده كند و در مصاف با ميزبان خود به نتيجه تساوي يك بر يك رسيد تا همچنان در مكان هفتم جدول و در فاصله يك امتيازي صدر جدول جاي بگيرد.
گلهاي اين ديدار را جلال رافخايي در دقيقه 25(پنالتي) براي ملوان و قاسم دهنوي در دقيقه 46 براي قرمزپوشان تيراختور به ثمر رساندند.داوري اين ديدار بر عهده محسن تركي بود كه به مرتضي اسدي،عقيل اعتمادي و فلاويو لوپز از تيراختور و بابك پورغلامي و مازيار زارع از ملوان كارت زرد نشان داد و در دقيقه 77 با دادن كارت زرد دوم به مازيار زارع؛اين بازيكن را از زمين بازي اخراج كرد.

دو تيم در شرايطي اين بازي را آغاز كردند كه در وضعيت مشابهي از لحاظ امتياز قرار داشتند و تيم برنده مي توانست حداقل براي 24 ساعت صدر جدول را از آن خود كند تيم تيراختور در اين بازي با تركيب اعتمادي،اسدي،نصرتي،اكرامي،فخرالديني،كياني،كريميان،دهنوي،فلاويو لوپز،ابراهيمي و فرزاد حاتمي به ميدان آمد و در همان دقايق ابتدايي مي توانست روي شوت سركش دهنوي به گل برسد كه ضربه اين بازيكن با اختلاف به بيرون رفت در ادامه اين تيم ملوان بود كه بازي را در دست گرفت تا اينكه در دقيقه 25 روي فرار زيباي محمد نزهتي و عبور اين بازيكن از عقيل اعتمادي ؛دروازه بان تيراختور را مجبور به خطا كرد تا داور ديدار نقطه پنالتي را نشان دهد.جلال رافخايي پشت اين ضربه پنالتي ايستاد و با شوتي دقيق و درست به وسط دروازه ملوان را از تيراختور پيش انداخت.
در ادامه قرمزپوشان براي جبران گل خورده جلو كشيدند اما بازي بي تفاوت برخي بازيكنان و بي دقتي آنها كه در چند ديدار اخير تيراختور كاملا مشهود استباعث شد كه اين تيم در نيمه اول راه به جايي نبرد و اين نيمه با همان يك گل به نفع تيم ميزبان خاتمه پذيرفت.

با شروع نيمه دوم بازيكنان تيراختور با شوت سركش قاسم دهنوي خيلي زود ملوانان را غافلگير كردند و توانستند بازي را به تساوي بكشند.بندر نشينان كه نمي خواستند در خانه امتياز از دست بدهند با تدارك چند حمله روي دروازه تيراختور فشار آوردند اما بازي هر چه به دقايق پاياني بازي نزديك تر مي شد كم افت خيزتر و ارام تر دنبال مي شد و به نظر مي رسيد دو تيم از نتيجه تساوي اين ديدار خرسند هستند.حتي اخراج مازيار زارع و به ميدان آمدن سيدصالحي و آنسلمو گونزالس هم باعث نشد تا تيراختوري ها از برتري نفري خود استفاده كرده و بازي را به سود خود به پايان برسانند تا بازي با همان نتيجه يك بر يك به پايان برسد.بدين ترتيب هر دو تيم 13 امتيازي شدند و در همان رده هاي ششم و هفتم جدول باقي ماندند.

اتفاق ويژه:در روزهايي كه به نظر مي رسد مديريت تيم تيراختوربا برخي از بازيكنان حاشيه ساز هيچگونه برخوردي نمي كند محمد ابراهيمي بازيكن ملي پوش تيم كه در اين ديدار بازي ضعيفي را از خود به نمايش گذاشته بود در دقيقه 88 بنا به صلاحديد كادرفني تعويض شد اما اين بازيكن در اقدامي زشت و غيرقابل قبول از اين امرناراحت شده و قصد خروج از ميدان را نداشت تا بالاخره با دخالت كاپيتان تيم با اكراه فراوان از زمين بازي خارج شد و به جاي نشستن روي نيمكت مستقيما به رختكن رفت.اين حركت ابراهيمي نارضايتي هواداران تيراختور را در پي داشت.

اين بازيكن بايد بداند كه چه پيراهن مقدسي را بر تن كرده است و حتي اگر در دقيقه يك بازي هم مربي تعويض اش كند وظيفه دارد اطاعت كند.و به ياد داشته باشد كه براي هواداران؛ تيراختورخيلي بزرگتر از يك بازيكن است حتي اگر اين بازيكن ليونل مسي باشد!
 


اخبار كميته انضباطي

داماش گيلان از دو بازي خانگي محروم شد

كميته انضباطي آخرين احكام صادره اش را اعلام كرد.
به گزارش سايت رسمي فدراسيون فوتبال، آخرين آراي كميته انضباطي فدراسيون فوتبال به شرح زير است:
ملوان بايد ۹۰ هزار دلار به لاتكوسكي پرداخت كند
بر اثر شكايت زوران لاتكوسكي بازيكن مقدونيه اي از باشگاه ملوان انزلي، پس از بررسي اسناد و مدارك موجود، قرار شد كه جلسه ديگري در تاريخ ۲۴ مردادماه برگزار شود كه از باشگاه ملوان كسي در اين جلسه حضور پيدا نكرد.در نهايت كميته انضباطي باشگاه ملوان انزلي را به پرداخت ۹۰ هزار دلار به بازيكن خارجي محكوم كرد. راي صادره در مهلت يك هفته اي قابل تجديدنظر خواهي در كميته استيناف خواهد بود.

تراكتور سازي به پرداخت ۴۲ ميليون تومان در حق منيعي محكوم شد
بر اثر شكايت ميثم منيعي از باشگاه تراكتورسازي و پس از بررسي اسناد و مدارك موجود، دو بار باشگاه تراكتورسازي به كميته انضباطي احضار شدند كه هر دو بار در جلسه حاضر نشدند. بر همين اساس اين باشگاه به پرداخت مبلغ ۴۲ ميليون تومان به ميثم منيعي محكوم شده است. راي صادره در مهلت يك هفته اي قابل تجديدنظر خواهي در كميته استيناف خواهد بود.
ضمن اينكه در ديدار تيم هاي ذوب آهن اصفهان و تراكتورسازي تبريز در هفته ششم ليگ برتر در اصفهان، پس از پايان بازي توني اولي ويه را سرمربي تراكتور در كنفرانس خبري بازي شركت نكرد و به همين دليل سرمربي پرتغالي تراكتوري سازي به پرداخت ۲ ميليون تومان جريمه نقدي محكوم شد. در نيمه دوم اين بازي هم تماشاگران منتسب به تراكتور سازي تخلفاتي را مرتكب شدند كه بر همين اساس، باشگاه تراكتورسازي دو ميليون تومان جريمه نقدي مي شود.
آراي صادره قطعي و غيرقابل تغيير است.
همچنين در ديدار تراكتورسازي تبريز و صباي قم در هفته هفتم ليگ برتر، تماشاگران منتسب به تراكتور تخلفاتي مرتكب شدند كه بر همين اساس سه ميليون تومان جريمه مي شوند. راي صادره در اين باره قطعي است.

جريمه تقوي و باشگاه سايپا
در جريان ديدار تيم هاي سايپاي البرز و راه آهن شهرري در هفته هفتم ليگ برتر در تاريخ ۷ شهريور۹۱، تيم سايپا در نيمه دوم با سه دقيقه تاخير وارد زمين شد كه به پرداخت ۹ ميليون ريال جريمه نقدي محكوم مي شود. از دقيقه ۸۷ تماشاگران منتسب به تيم سايپا عليه داوران تخلفاتي مرتكب شدند كه بر همين باشگاه سايپا به همين دليل سي ميليون ريال جريمه مي شود.مجتبي تقوي سرمربي سايپا در پايان مسابقه به داور بازي اهانت هايي داشته كه بر همين وي به پرداخت ۲۰ ميليون ريال جريمه نقدي محكوم شده است. آراي صادره قطعي و غير قابل تغيير هستند.

داماش از دو بازي خانگي محروم شد
بر اساس گزارش ناظران بازي و داوري ديدار تيم هاي داماش گيلان و ملوان بندر انزلي، تماشاگران منتسب به تيم داماش تخلفات شديدي نظير اهانت به بازيكنان ملوان و داوران بازي كردند. در جريان بازي ۷ ماده منفجره به داخل زمين پرتاب شد كه به يك عكاس هم اصابت كرد. كميته انضباطي بر اساس سوابق سو برخي تماشاگران داماش و وخامت وضعيت ورزشگاه در زمان بازي هاي اين تيم، اين باشگاه را به پرداخت ۵ ميليون تومان جريمه نقدي و محروم از دو بازي محكوم كرد. همچنين تماشاگران منتسب به تيم ملوان انزلي هم در اين بازي تخلفاتي مرتكب شدند كه باشگاه ملوان انزلي به پرداخت ۲۰ ميليون ريال جريمه نقدي محكوم مي شود.لازم به ذكر است ميزباني خارج از خانه تيم داماش، با تشخيص و تعيين سازمان ليگ خواهد بود. آراي صادره قطعي و غيرقابل تغيير هستند.

منبع : سايت رسمي فدراسيون فوتبال



یاییلیب : چهارشنبه 22 شهریور 1391 | یازار : آنا وطن سوزو | بؤلوم : إدمان | 0 باخيش لار

تيراختوراف سي: سكانس اول:بازي تيراختور-داماش درحال شروع است،اتفاقات تلخ بازي رفت دو تيم در رشت،جلوي چشمان تيراختوري ها رژه ميرود،آيا تلافي خواهند كرد؟! آياجواب توهين هاي قوميتي رابا فحش جواب خواهند داد؟! سكوت استاديوم با ورود بازيكنان به زمين ميشكند،تيراختوري ها به پا ميخيزند؛اما نه براي فحش! براي خوش آمدگويي! از استاديوم فقط تشويق آذربايجان و تيراختور به گوش ميرسد…آري اينجا آذربايجان است؛مهد پرورش قهرمانان.


…و خشم كميته داوران از اين مردانگي و گذشت تيراختوري ها! بله…نميتوانند تيراختور را براي بازي بعدي با استقلال از حضور تماشاگر محروم كنند؛اولين تيربه سنگ ميخورد!
سكانس دوم:جاي جاي آذربايجان شوروشوق عجيبي دارد! هرجا و هر ماشيني كه چشمت مي بيند؛مزين به پرچم تيراختور است! همه ميخواهند خود را به سهند برسانند. برف و بوران كولاك ميكند،سرما تا مغزاستخوان نفوذ ميكند ولي “ياتماز تيراختور بايراقي”!
سكانس سوم: ضيافتي بزرگ برپاست؛دوربين ها از هرطرف استاديوم؛تيراختوري ها را به تصوير ميكشد.آري…هواداران هيچ وقت معشوق خود را تنها نميگذارند؛سرماي ۱۰ درجه زير صفر هم نتوانسته آنان را از استاديوم فراري دهد! ايران نظاره گر غيرت آذربايجاني ها است…
سكانس چهارم: اژدها وارد ميشود!
بازي روند عادي خود را دارد،فشار استقلال كمي بيشتر شده است،حمودي با تكل (بخوانيد خطاي واضح ) روي پاي حاج صفي،يك كرنر ميگيرد؛كرنر ارسال ميشود؛برهاني شوت ميكند؛حاج صفي توپ را با سينه بيرون ميكشد؛ولي محسن تركي با اشتباه سهوي(!) پنالتي ميگيرد و ادامه ماجرا……
سكانس پنجم:تيراختور-ملوان؛باطعم محسن تركي!
تماشاي اين سكانس؛شنبه ساعت ۱۸:۴۵ از شبكه سهند…
آرواش قوشاچايلے



سردار جعفري بعد از درگيري هاي بوجود آمده در كنفرانس ، در جمع خبرنگاران حضور مي يابد تا از دلايل اين درگيري اطلاع يابد و در اين ميان با كنايه هاي خبرنگاران و اعتراض به حركت احسان حاج صفي روبرو مي شود و درجواب سئوال خبرنگاران كه آيا با اين بازيكن برخورد خواهيد كرد يا نه ؟ مي گويد : احسان بعد از بازي به اردوي تيم ملي ملحق خواهد شد ولي در بازگشت وي از اردوي تيم ملي وي را براي تنبيه به يكي از پادگان هاي تبريز خواهم فرستاد تا ديگر چنين حركتي از وي سر نزند !

با اين اظهار نظر توسط سرداري كه بعد از 3 سال مديريت در تراكتور كم كم روي پختگي از خود نشان مي دهد خبر خوبي است . البته اين خبر خوب نه بخاطر تبعيد يك يا دو روزه احسان به پادگان بلكه نشان دادن قدرت مديريت سردار است كه مي خواهد نشان دهد كه ديگر شوخي ندارد و ديگر تحملش از اين بي نظمي ها به سر آمده است . اي كاش سردار شوخي نكرده باشد و با اين حركت خود كاري بكند تا حساب كار دست بقيه بازيكنان و در كل زير مجموعه اش بيايد

سردار خواهش مي كنيم در اين برهه مثل يك فرمانده قرارگاه يگان آموزشي بي رحم باشيد و يكبار براي هميشه چنين بي نظمي ها را خاتمه دهيد .

blog comments powered by Disqus

 



مترجم توني سرمربي تيم تراكتورسازي بعد از فشار هاي وارده توسط رسانه و هواداران طي تماسي تلفني از خبرنگار جوان كه در كنفرانس به وي توهين كرده بود معذرت خواهي كرد و اظهار داشت كه سعي خواهم كرد ديگر چنين برخوردي از من سر نزند

سجاد وروايي، مترجم سرمربي تيم فوتبال تراكتورسازي طي گفت و گوي درباره مسائل پيش آمده در كنفرانس قبل و بعد از بازي با تيم صباي قم گفت: توني اوليويرا از سوال يكي از خبرنگاران درباره بازي ضعيف احسان حاج صفي مقابل ذوب آهن ناراحت و عصباني شده بود.

وي ادامه داد:‌ در كنفرانس بعد از بازي نيز يكي از خبرنگاران به من گفت كه مطالبي كه آقاي توني اوليويرا مي‌گويد را به طور صحيح ترجمه نمي كني و به همين دليل من از اين موضوع ناراحت شدم. من همان گونه كه از شرف و ناموسم دفاع مي كنم، سعي مي‌كنم صحبت‌هاي توني را صادقانه و بدون هيچگونه تغييري ترجمه كنم. ضمن اينكه كارشناسان هم مي‌توانند درباره ترجمه‌هاي من اظهار نظر كنند.

وروايي در پايان گفت: از درگيري كه در كنفرانس قبل و بعد از بازي داشتم ناراحت هستم و از اصحاب رسانه عذرخواهي مي كنم و اميدوارم در آينده رابطه خوبي با هم داشته باشيم.

blog comments powered by Disqus


یارپاق لار : 1 .. 15 16 17 18 19 .. 28

دریافت کد نمایش تبلیغات حیدربابا یه سلام!