عکس یاشاسین آزربایجان یاشاسین تراختور
متن رنگی

http://aytam.1000charge.com/ خرید شارژ اینترنتی

بیز گلیروخ ای آسیا، تورکلرین ایفتیخارویخ، تیراختورون عاشقیوخ، هر تیمین بیز سروریوخ چوخلی زحمتلر چهدوخ، تا بو گونی بیز گوردوخ، آندولا اللها کی بیز، حقیمیزه ال تاپدوخ تک توپ پيش بيني مسابقات فوتبال به زبان سرخم خنديدي - انقلابه سبزت را به نظاره نشستم - در مرگ درياچه ام سکوت مکن - تا به وداع خليجت نخندم آلدیغمیز بیلگیلارا بو سایت یئنی دا فیلتر اولوب دی
امروز از طرف تو متهم به بي تفاوتي به امور بسيار مهم جامعه امروزم! اما دستت درد نكند تو هنوز به ياد من هستي، حتي در ميان اين سيلاب خون! هنوز فضاي net پر است از احساس تكريم تو نسبت به من و امثال من. هر روز Emailهاي زيباي تو به دستم مي رسد كه پر است از جكهاي جديد و قديم تو.
از اينها بگذريم، راستي كاري كه در تهران مي شود كارستان است. اما من اينجا در آذربايجان ساكت و بي خيال نشستم، من رفيق نيمه راه! شايد ترسيده ام !اما نه يادت نرفته كه نفر جلويي، آن سرِ سران فتنه خود، تورك است. در صد سال گذشته هم كه در تمامي انقلابها نفر اول من بودم. يادت نيست؟! مشروطه و آذربايجان، 1324 و فرقه دموكرات، مصدق تورك و ماجراي نفت، انقلاب و 29 بهمن، جنگ تحميلي و سرداران شهيد تورك.
امروز با تو نيستم چون هرگز با من نبودي، امروز با تو نيستم چون از تو خسته شده ام! از آن خنده هاي هميشگي ات، از آن قيافه هميشه حق به جانبت، از خود برتر بينيات، از اين همه تحقيرهايت، از كوچك شمردنت، از آن نگاه بالا به پايين ات، از تخريب شخصيت ات
من و تو با هم در اين خاك زاده شديم. تو وارث تاريخ 2700 ساله شدي و فرهنگ اصيل ايراني اما من مجبور به نسيان تاريخ 7000 ساله خود شدم و خرده فرهنگ.
تو در مدرسه به زبان مادريت شعر خواندي و جايزه گرفتي و من به دليل صحبت به زبان مادري ام حكم اخراج. كتابهايمان پر بود از عكس نياكان تو و من بي هيچ نژاد و تاريخي! همه جا نشانهايي از فرهنگ اصيل تو بود و من با تمدن 7000 ساله بي اصل و نشان و مدرك بودم. براي تو آثار تاريخي مي ساختند! و آثار تاريخي من هر روز ويران مي شد.
در جشن هاي ملي تو به دليل جكهاي زيباي تركي ات تشويق مي شدي و من شرمنده. تو تنها به اين دليل كه مي توانستي زبان مادريت را حرف بزني با سواد بودي و من با اينكه در هفت سالگي دومين زبان را آموخته بودم بي سواد و كودن!
تو براي گسترش زبان مادريت كتاب، مدرسه، راديو، تلويزيون، مجله، نشريه و رديف بودجه داشتي و من به دليل زبان مادريم تحقير، تهديد و تنبيه.
سپس جنگ را به ياد مي آورم دوباره برادر بوديم. هموطن خوش لهجه تو شدم و با تو براي حفظ ناموس و وطن، به جبهه رفتيم، شهيد شديم، اسير شديم، سختي كشيديم و خم به ابرو نياورديم، خون داديم و نگذاشتيم يك وجب از اين خاك به دست بيگانه بيافتد. از جنگ برگشتيم، دوران سازندگي بود. اصفهان و كرمان و تهران با صدها كيلومتر فاصله از جنگ هر روز آبادتر شدند و اردبيل و اورميه و زنجان و تبريز و قزوين و همدان و آستارا و سنندج و اهواز و آبادان و ... محرومتر. براي رفاه حال تو از بودجه من كسر شد، برادر ديروز، بيگانه امروز شد
اصفهان و تهران پايتختهاي فرهنگي و صنعتي و تجاري شدند و تبريز با سابقه تجارت چند هزار ساله كه حتي ماركو پولو را 700 سال پيش به حيرت انداخته بود، منطقه دور افتاده و غير استراتژيك شد و ده بزرگ!
تفاوت بودجه ها به ده ها برابر رسيد و اين باعث تفاوت انسان ها گرديد و شايد هم بر عكس! برادر ديروزت، كارگر امروز تو شد و برادر ديروزم، ارباب امروز من. دانشگاه تبريز با تاريخ تاسيس صحيح 1324 (وارث ربع رشيدي قديميترين دانشگاه اين مرز و بوم با سابقه 700 ساله)، خالي از امكانات گرديد و نخبگان من جهت رفاه حال تو روانه كارخانجات تو شدند. آذربايجان خالي از صنعت و هنر شد و كارخانه ها و خانه هاي فرهنگي تو رو به عرش برآوردند.
سپس زمان سياست خارجي شد. براي آزادي برادر مسلمان فلسطيني كه هرگز نديده بودم و هزاران كيلومتر با من فاصله داشت، به خيابانها رفتم و بر دهان آمريكا زدم؛ اما هرگز نفهميدم كه چرا تو بزرگترين شريك تجاري ارمنستان هستي كه هزاران آذربايجاني را كه برادر ديني و نژادي من و تو بودند را جلوي چشم مان به خاك و خون كشيد و دم هم بر نياوردي
....بدان و آگاه باش! من توركم و عليرغم زحمات صد ساله تو كه به روشهاي مسالمت آميز تمسخر، استهزاء، تبعيض، تهديد، شكنجه و اعدام براي فارس كردن من كشيده اي، تورك باقي مانده ام و بزودي (بزوري) هم قصد تغيير نژاد ندارم. از برنامه هاي دموكراسيت ممنونم، اما هنوز طعم برنامه هاي آزادي بخش قبلي ات تمام وجودم را به لرزه در مي آورد. و از BBC فارسي و VOA كه براي فارسهاي افغانستان برنامه ويژه دارد و براي بيش از سي و پنج ميليون تؤرك زبان اين مملكت هيچ حرفي ندارد، تشكر مي كنم. آري از روزي دستكم هشت ساعت برنامه زنده (ضربدر 365 روز سال و ضربدر چند سال حضور اين دوستان و مدافعان حقوق بشر) چند ساعت به من و درد دل من اختصاص يافته است؟! آه ببخشيد منظور تو از جدايي طلب، تجزيه طلب و عوامل بيگانه در آن برنامه ها من بودم.
اي بلند آرمان دموكراسي! اي پرچمدار ايران نو! اي همواره به فكر توده و من! اي عدالت اجتماعي! لطفا به خاطر من خودت را به زحمت نيانداز، كه اين بار سعي دارم از تجربيات شيرين با تو بودن براي آينده تلخ نهايت استفاده را بكنم. اين بار سر آن دارم كه بر پاي خود بايستم و مزاحم تو نشوم، تو هم مرحمت فرموده چنگالهاي خود را كه در گوشت و استخوان و منابع زميني و زيرزمينيم فرو رفته بيرون بياور! كه مبادا در اثر حركت ناگهانيم دستت را بشكنم
یارپاق لار :

دریافت کد نمایش تبلیغات حیدربابا یه سلام!